تا کی به تمنای وصال تو یگانه
اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه ؟؟؟


یاران ارجمند به یک سیر مطالعاتی باموضوع زن و خانواده دعوتید.
موضوعات را بر اساس علاقه مندیتان انتخاب کنید و اعلام آمادگی نمایید.
1-طبیعت و فطرت و طبیعت زن از نگاه قرآن و سنت
کلید واژه محوری: کانون عاطفه،دلبری زن،خود نمایی و زینت،...
2-تکالیف زنان از دیدگاه اسلام(در خانواده و اجتماع و...)
کلید واژه محوری:اطاعت از شوهر،تربیت فرزند،حضور در اجتماع،...
3-حقوق زنان از دیدگاه اسلام
کلیدوازه محوری: نفقه،مهریه،کانون توجه،استقلال مالی و اشتغال
4-بررسی زندگی حضرت زهرا (س)به عنوان یک الگوی مطلوب
5- بایسته های یک زنان مسلمان
6-تفاوت روحیات زن ومرد
خواهشمندم موضوع دیگری که به ذهنتان می رسد معرفی کنید.
بیایید برای خدا کاری کنیم.دیگر دارد دیر می شود و ما حتی از خودمان چیزی نمی دانیم...
تذکر: لازم نیست پژوهش در این موضوعات در سطح کلان باشد و ارزش علمی چندانی داشته باشد
فقط کافی است وبلاگمان را هدفمند بروز کنیم...
۳روز...
محبت حضرت محمدصلى الله عليه و آله و اطاعت فاطمه عليهالسلام :
علاقه و احترامى كه رسول الله نسبت به فاطمه عليه االسلام اظهار مى داشتند در تاريخ رابطه پدر و فرزندى بى نظير است.
از جمله عادت هاى پيامبر اكرم چنان بود كه در ابتدا و بازگشت از سفر به ديدار فاطمه عليهالسلام مى رفتند ، روزى پيامبر اكرم به ديدار فاطمه عليهالسلام رفتند و آن روز بر در سراى گليمى خيبرى آويخته بود ، چون آن را ديدند ، بازگشتند ، فاطمه عليه السلام برخاست و به حجره رسول آمد و از سبب پرسيد ؟ حضرت فرمودند : «يا فاطمه من بر عادت آنجا آمدم و لكن در سراى تو بر رسم جباران ديدم پرده فروگذاشته بازگشتم [فاطمه عليه االسلام] برفت پرده از در سراى دور كرد.»
۲۶- همان ، ج 17 ، ص265ه
۴روز...
خانه فاطمه عليهالسلام :
اتاقى گلين و كوچك با معنويتى بى كرانه است كه تجلي گاه نور الهى و مصداق بارز آيت قرآنى «فى بيوت اذن الله» است.
يك روز رسول -عليه السلام- اين آيه مى خواند مردى برخاست و گفت : اين خانه ها كدام است ؟ گفت : بيوت الانبياء ، خانه هاى پيغمبران است. ابوبكر برخاست و گفت : يا رسول الله خانه فاطمه و على از اين جمله هست ؟
گفت: خانه ايشان فاضلترين خانه ها است» (25)
۲۵-همان ، ج 14 ، ص152
مردان قبیله سرخ پوست از رییس جدید می پرسن: «آیا زمستان سختی در پیش است؟»
رییس جوان قبیله که هیچ تجربه ای در این زمینه نداشت، جواب میده «براي احتياط برید هیزم تهیه کنید»
بعد میره به سازمان هواشناسی کشور زنگ میزنه: «آقا امسال زمستون سردی در پیشه؟»
پاسخ: «اینطور به نظر میاد»،
پس رییس به مردان قبیله دستور میده که بیشتر هیزم جمع کنند و برای اینکه مطمئن بشه یه بار دیگه به سازمان هواشناسی زنگ میزنه: «شما نظر قبلی تون رو تایید می کنید؟»
پاسخ: «صد در صد»،
رییس به همه افراد قبیله دستور میده که تمام توانشون رو برای جمع آوری هیزم بیشتر صرف کنند.
بعد دوباره به سازمان هواشناسی زنگ میزنه: «آقا شما مطمئنید که امسال زمستان سردی در پیشه؟»
پاسخ: بگذار اینطوری بگم؛ سردترین زمستان در تاریخ معاصر!!!
رییس: «از کجا می دونید؟»
پاسخ: «چون سرخ پوست ها دیوانه وار دارن هیزم جمع می کنن!!
خیلی وقتها ما خودمان مسبب وقایع اطرافمان هستیم...
۵روز...
حضرت فاطمه مادر امامان :
در خبر است كه رسول شبى به نزديك خديجه عليه االسلام بود و او سخن مى گفت : رسول گفت :
يا خديجه با كى سخن مى گويى ؟ گفت : اى رسول الله با اين جنين كه در شكم دارم.
رسول گفت : بشارت باد تو را كه جبرئيل مرا بشارت داد كه دختر است و مادر امامان است.
۶روز...
حضرت فاطمه زهرا(س) سيدة النساء العالمين :
حضرت زهراى مرضيه در خانه نبوت و مركز وحى تربيت شد پدرى چون پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله ، همسرى چون على مرتضى و فرزندانى چون حسنين داشت. روزى زنان قريش با همسران رسول صلى الله عليه وآله از حسب و نسب خويش و مفاخرت قوم خود سخن مى گفتند. چون فاطمه عليه السلام وارد جمع شد همه ساكت شدند يكى از ايشان گفت :
«چرا حديث رها كردى ؟ گفتند : براى آن كه در پيش او حديث حسب و نسب كردن محال باشد ، ديگرى گفت : ما بالكم يا بنى هاشم... چيست اى بنى هاشم كه همه سيادت جمع كردى خود را و گوى سيادت از همه عالم بربودى ، اما پدرت سيد ولد آدم است. و اما تو سيده زنان جهانى. اما شوهرت سيد عرب است و اما فرزندانت سيدان جوانان بهشتند و اما حمزه سيد شهيدان است.» (22) بدين جهت پاره اى از مفسران آيه «نسبا و صهرا» را در شان حضرت على عليه السلام دانسته اند كه اميرالمؤمنين جامع سبب و نسب بود «و هيچ كس را از صحابه اين هر دو به يك جاى نبود.» (23)
22- الخزاعى النيشابورى، همان كتاب، ج5، ص400
23- همان ، ج 14، ص243
۷روز...
پیوند ملكوتى :
ازدواج سيده عالم يعنى پيوند نور با نور و انتقال زهره زهراعليهاالسلام از بيت نبوت به منزل امامت در واقع سرآغاز ظهور انوار پاك يازده گوهر تابناك برج امامت بود كه باشكوهى الهى در زمين و شورى ملكوتى در آسمان برگزار گرديد. در فضيلت حضرت على عليه السلام بر ديگر خواستگاران فاطمه عليه االسلام پيامبر اكرم فرمود: «لولا على لم يكن لفاطمة كفو». (15)
پيام ملكوتى همسرى حضرت على و فاطمه را فرشته اى شگرف به نام محمود به رسول اكرم رسانيد. پيامبر پرسيد :
«يا محمود چه كار را آمده اى ؟ گفت : آمده ام تا نور را به نور دهى.
گفتم : آن نور كدام است كه او را به نور دهم.
گفت : تزويج فاطمة من على فاطمه عليه االسلام را به على عليه السلام دهى كه خداى تعالى اين عقد را در آسمان ببست.» (16)
آن گاه فرمان آمد ، اى مقربان درگاه اى خاصگيان پادشاه سوره «هل اتى على الانسان» برخوانيد. ايشان همه به آوازى دلرباى و الحان طرب فزاى سوره «هل اتى» خواندن گرفتند و درخت طوبى بر خود بلرزيد و در بهشت گوهر و مرواريد و حله ها باريدن گرفت.» (17)
روز بعد از ازدواج وقتى زنان قريش براى تهنيت آمدند حضرت فاطمه جامه اى فاخر بر تن داشت كه آنان متحير بماندند گفتند :
«يا فاطمه اين حله از كجا آوردى كه همانا در دنيا نباشد و ما نديديم و نشنيده ؟ گفت : هذا من عندالله از نزد خداست.» (18)
رشيدالدين فضل الله ميبدى در پيوند همسرى حضرت على (ع) با حضرت فاطمه عليه االسلام سخنان زير را نيز مى افزايد :
فرشته اى فصيح به نام راحيل بر منبرى سپيد برآمد و خداى را ثنا گفت آن گاه خداوند ذوالجلال بى واسطه ندا كرد كه :
اى جبرئيل و اى ميكائيل شما دو گواه باشيد كه من فاطمه زهرا عليه االسلام را به زنى به على مرتضى دادم. (19)
چون فرشته اين بشارت را به حبيب خدا داد آن حضرت مهاجر و انصار را خواندند و روى به على عليه السلام كردند و فرمودند :
«يا على چنين حكمى در آسمان رفت اكنون من فاطمه عليه االسلام دخترم را به چهارصد (20) درم كاوين به زنى به تو دادم.» (21)
15- محمدباقر مجلسى، همان كتاب، ج43، ص145
16- الخزاعى النيشابورى ، همان كتاب ، ج14، ص243
17- ابوالفضل رشيدالدين ميبدى، همان كتاب ، ج7 ، ص50
18- الخزاعى النيشابورى ، همان كتاب، ج14، ص 275
19- ابوالفضل رشيدالدين ميبدى ، همان كتاب ، ج 7 ، ص50
20- محمد باقر مجلسى ، بحارالانوار ، چاپ دوم ، المكتبة الاسلاميه ، 1362 ، ج43 ، ص105 .
در اين حديث مهر حضرت فاطمه عليه االسلام پانصد درهم آمده است : «.. مهر جدته فاطمه و هو خمس مائه درهم جياد»
21- رشيدالدين فضل الله، همان كتاب، ج7، ص51
۸روز...
مباهله و حضرت فاطمه عليه السلام :
چون سران مسيحى شهر نجران از قبول حقيقت سرباز زدند و بر اين پندار كه عيسى عليه السلام فرزند خداست پاى فشردند به پيامبر اكرم وحى شد تا با آنان مباهله كند ، ماجراى مباهله با حضور باشكوه پيامبر و چهار نور پاك به شرح زير صورت پذيرفت :
«حضرت پيامبر و على و حسنين از پيش مى رفتند و فاطمه -عليهاالسلام - بر اثر ايشان مى رفت تا به صحرا شدند. ترسايان بيامدند و اسقف ايشان از پيش ايستاد. اسقف گفت : اينان كه اند از محمد.
گفتند : آن برنا , پسر عم و داماد اوست بر دخترش و آن زن دختر اوست و آن كودكان دخترزادگان اويند. اسقف به ترسايان نگريد و گفت : بنگريد كه محمد چگونه واثق است كه به مباهله فرزندان و خاصگان خود را آورده است. از مباهله او حذر كنيد كه اگر نه مكان قيصر بودى من اسلام آوردمى ، روي ها ديدم كه اگر از خدا بخواستندى تا كوه ها را از جاى بركند اجابت كردى». (13)
رشيدالدين فضل الله ميبدى در ذيل آيه مباركه : «فقل تعالوا ندع ابنائنا وابناءكم ونسائنا ونسائكم وانفسنا وانفسكم» (آلعمران /61) ماجراى مباهله را چنين ياد مى كند :
«آن روز كه حضرت رسول اكرم صلى الله عليه وآله براى مباهله به صحرا رفتند دست حسن و حسين عليهم االسلام را گرفته و فاطمه عليه االسلام و على عليه السلام از پس ايشان به راه افتادند «رسول ايشان را با پناه خود گرفت و گليم بر ايشان پوشانيد و گفت :
اللهم ان هؤلاء اهلى ، جبرئيل آمد و گفت : يا محمد و انا من اهلكم چه باشد يا محمد اگر مرا بپذيرى و در شمار اهل بيت خويش آرى ؟ رسول صلى الله عليه وآله گفت : يا جبرئيل و انت منا.» (14)
۱۳-الخزاعى النيشابورى ، همان كتاب ، ج4 ، ص363
14- ابوالفضل رشيدالدين ميبدى، همان كتاب، ج2، ص147 و 151
۹روز...
حديث كساء و حضرت فاطمه عليه السلام :
مراد از اهلبيت در آيه تطهير (سوره احزاب/33) پنج تن آل عباست در اين خصوص قول پيامبر كه از منابع اهل سنت نيز نقل شده است كافى است كه فرمود : «اين آيه درباره من و على و حسن و حسين و فاطمه نازل شده است» (8)
ميبدى نقل مى كند كه : «رب العالمين منت مى نهد بر مصطفى عربى كه خواست ما و حكم ما آن است كه اهلبيت تو پاك باشند از هر چه آلايش خلقيت است و اوساخ بشريت تا «از خانه به كدخداى ماند همه چيز». الطيبات للطيبين والطيبون للطيبات و در همان تفسير از قول ام سلمه آورده است : چون آيه تطهير نازل شد «فارسل رسول الله الى فاطمة و على والحسن والحسين فقال هؤلاء اهل بيتى» (9) در تفسير روض الجنان هم مى خوانيم : «رسول -عليهالسلام- حسن عليه السلام را بر دست راست خود نشاند و حسين را بر دست چپ و على را و فاطمه را در پيش روى ، آن گه گليمى خيبرى بر ايشان افكند و گفت :
اللهم لكل نبى اهل و هؤلاء اهلى ، در حال خداى تعالى اين آيت فرستاد :
«.. انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت ويطهركم تطهيرا» (10)
با وجود قدر و شان عظيم ام سلمه و تاييد نيك نهادى او توسط پيامبر از همراهى با پنج تن منع مى شود ولى جبرئيل با حسن قبول «انت منا» (11) با نورانيتى مضاعف به ملكوت پرواز مى نمايد و در آسمانها مى نازد و فخر مى كرد و مى گفت :
چون من كيست كه در آسمان رئيس فرشتگانم و در زمين از اهلبيت محمد خاتم پيغامبرانم ؟ (12)
۸-سيد عبدالحسين شرف الدين ، الكلمة الغرا فى تفضيل الزهرا ، ترجمه محمد بيدارفر ، انتشارات الزهرا ، تهران ، 1362، ص50
9- ابوالفضل رشيدالدين ميبدى ، همان كتاب ، ج8 ، ص45
10- الخزاعى النيشابورى ، همان كتاب ، ج 15، ص 419
11- محمد باقر مجلسى بحارالانوار ، يكصد و ده جلد ، داراحياء التراث العربى ، 1403 ، ج 17، ص262
12- ابوالفضل رشيدالدين ميبدى، همان كتاب ، ج2 ، ص151
۱۰ روز...
مى دانيم كه انديشه جاودانگى به قدمت حيات بشر است. نخستين وسوسه شيطان نيز از همين روزنه و بدين شكل صورت مى پذيرد كه ابتدا شيطان با سوگند خود را خيرخواه آدم و حوا مى نماياند (2) و سپس سبب نهى پروردگار را از نزديك شدن به شجره خلد ، فرشته شدن يا جاودانگى آن دو القا مى كند (3) چون آن دو مبتلا به ترك مندوب شدند توبه كردند و نداى «ربنا ظلمنا» از جان برآوردند تا رحمت حق در كسوت «كلمات» (4) و تماثيل نور متجلى شد.
در اين باب صاحب تفسير عظيم روض الجنان چنين آورده است :
«چون خداى تعالى آدم را بيافريد و حيات در او آفريد ... بر ساق عرش اشباحى و تماثيلى از نور ديد كه بر بالاى سر هر يك نوشته بود : محمد و على و فاطمه و الحسن و الحسين. آدم گفت : بار خدايا پيش از من بر صورت من خلقى آفريدى ؟
گفت : نه. گفت : اينان كه اند ؟
گفت : فرزندان تواند ؛ ولولاهم لما خلقتك و اگر نه ايشان نبدى تو را خود نيافريدى.
گفت : بار خدايا گرامى بندگانند بر تو.
گفت : اى آدم اين نام ها ياد گير تا در وقت درماندگى مرا به اين نام ها بخوانى تا فريادت رسم. آدم اين نام ها ياد گرفت. چون اين ترك مندوب كرد و خواست تا از آن توبه كند ، گفت : بار خدايا به حق محمدصلى الله عليه وآله و على عليه السلام و فاطمه عليه السلام و الحسن عليه السلام و الحسين عليه السلام به حق اين بزرگان كه توبه من قبول كنى. خداى تعالى توبه آدم قبول كرد فهذه هى الكلمات». (5)
علماى اهل سنت همانند علماى شيعه به دوستى اهلبيت مباهات كرده و در اين خصوص به روايات متعدد استناد كرده اند.
زمخشرى در تفسير كشاف ذيل آيه اى كه مودت ذوى القربى را اجر رسالت شمرده ، (شورى /23) حديث مفصلى از پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله نقل مى كند كه مطلع آن چنين است : «من مات على حب آل محمد مات شهيدا». (6)
از پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله نيز سؤال شد محبت چه كسانى به موجب آيه : «قل لا اسئلكم عليه اجرا الا المودة فى القربى» (شورى /23) بر ما واجب شده ؟
حضرت بيان فرمودند : على عليه السلام و فاطمه عليه االسلام و ابناهما» (7)
۱-ركنى، محمد مهدى، جلوههاى تشيع در تفسير كشف الاسرار; يادنامه علامه امينى به اهتمام سيد جعفر شهيدى، محمدرضا حكيمى، تهران، مؤسسه انجام كتاب، 1361، ص 165-230
2- سوره اعراف/21
3- سوره اعراف /20
4- سوره بقره /37
5- الخزاعى النيشابورى، حسين بن على بن محمد بن احمد، روض الجنان و روح الجنان فى تفسير القرآن به تصحيح محمد جعفر ياحقى، محمد مهدى ناصح، بيست جلد ، بنياد پژوهش هاى اسلامى، مشهد ، 1371 ، ج1 ، ص 228
6- جارالله محمود بن عمر الزمخشرى ، الكشاف ، بيروت ، دارالكتاب العربى ، ربيع الاول ، 1366 ، ج 6، ص220
7- ابوالفضل رشيدالدين ميبدى ، كشف الاسرار و عدةالابرار ، به اهتمام على اصغر حكمت ، ج9 ، ص 23
|
مرحوم آيت الله ميرزا محمد حسن نائيني (ره) در دوران جنگ جهاني اول و اشغال ايران توسط قواي انگليس و روس خيلي نگران بودند از اين که کشور دوستداران امام زمان (ع) از بين برود و سقوط کند. شبي به امام عصر (ع) متوسل مي شود و در خواب مي بيند ديواري است به شکل نقشه ايران که شکست برداشته و خم شده است و در زير اين ديوار تعدادي زن و بچه نشسته اند و ديوار دارد روي سر آنها خراب مي شود. مرحوم نائيني چون اين صحنه را مي بيند بسيار نگران مي شود و فرياد مي زند: «خدايا، اين وضع به کجا خواهد انجاميد؟» در همين حال مي بيند حضرت ولي عصر (ع) تشريف آوردند و با دست مبارکشان ديوار را که در حال افتادن بود گرفتند و بلند کردند و دوباره سر جايش قرار دادند و فرمودند: «اينجا (ايران شيعه)، خانه ما است. مي شکند، خم مي شود، خطر است ولي ما نمي گذاريم سقوط کند ما نگهش مي داريم.» |
سمیه نگرانی خود را از قوانین حاکم بر فضای دانشگاهها اعلام کرد و اظهار امیدواری کرد که خدا کند به خاطر حجاب مرا از ورود به دانشگاه منع نکنند.

به نقل از روزنامه طرف، سمیه نورساتین، نام یک دانش آموز اهل عثمانیه است که در کنکور سراسری دانشگاه های ترکیه امسال رتبه ی نخست گروه تجربی را به خود اختصاص داده است.
طبق قوانین آموزش عالی ترکیه هر آزمون کنکور پانصد سوال دارد و دانش آموزانی می توانند از سد اولیه عبور کنند که دست کم به ۱۸۰ سوال پاسخ مثبت بدهند و پس از آن وارد رقابت رتبه و سهمیه بندی شوند. اما در کمال تعجب همگان، برای نخستین بار در تاریخ برگزاری آزمون کنکور در ترکیه سمیه در شاخه علوم تجربی و یک دانش آموزقونیه ای به نام عبدالله جوشکُن در شاخه ی هنر و ادبیات به همه ی ۵۰۰ پرسش کنکور پاسخ صحیح دادند.
سمیه اینک به عنوان یک دختر محجبه نگرانی خود را از قوانین حاکم بر فضای دانشگاهها اعلام کرد و اظهار امیدواری کرد که خدا کند به خاطر حجاب مرا از ورود به دانشگاه منع نکنند.
وی که تمایل به ادامه تحصیل در رشته ی پزشکی دارد به صراحت گفته که در صورت گزینه ماندن در خانه و نرفتن به دانشگاه ها عزیمت به خارج از ترکیه را برای ادامه ی تحصیل ترجیح می دهم.
گفتنی است همه ی دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی ترکیه، زیر نظر نهاد مستقلی به نام نهاد آموزش عالی فعالیت کرده و در این تشکیلات رییس دانشگاه یک مقام مهم و متنفذ به شمار می آید و از آنجایی که اغلب روسای دانشگاه ها به اصول لاییسم و کمالیسم پایبندی کاملی دارند، تعداد قلیلی از دانشگاه های ترکیه حاضر به پذیرش دانشجوی محجبه هستند.
سال ۱۹۹۷ و در دورانی که عبدالله گل از وزرای کابینه ی نجم الدین اربکان بود، همسر محجبه ی وی خیرالنسا گل از ورود به دانشگاه منع شد و حتی درگیر شدن شخص عبدالله گل با دربان و رییس دانشگاه، نتوانست خیرالنسا را دو متر از در ورودی دانشگاه آن سوتر ببرد.
با ورود تعداد معدودی از پروفسورهای اسلام گرا به حلقه ی روسای دانشگاه های ترکیه، در برخی دانشگاه ها فقط در حیاط داشتن حجاب آزاد است و در برخی کلاس ها در کلاس درس کشف حجاب ضروری است. با این وجود استاد نیز حق دارد حتی در صورت تایید رییس دانشگاه، یک دختر دانشجو را به خاطر برخورداری از حجاب از ورود به کلاس منع کند.
از همه ی این ها تاسف بار تر آن است که برخی دانشگاه ها، تنها در صورتی به دانشجوی محجبه اجازه ی ورود می دهند که یا روسری خود را بردارد و یا روی روسری از کلاه گیس استفاده کند.
این موضوع در ادبیات سیاسی و مطبوعات ترکیه خیلی وقت ها به موضوع طنز تبدیل شده و وضعیت یک بام و چند هوای دانشگاه ها باعث شده تا دختران دانشجو در زمان انتخاب دانشگاه محل تحصیل، ابتدا به این موضوع توجه کنند که دانشگاه مورد نظر آنان نسبت به موضوع حجاب چه واکنشی دارد.
پاسخ استاد انصاریان:
دين گريزي مخصوص جوانان نيست بلكه در همة اعصار و قرون دين گريزي در قشرهاي مختلف مردم بوده است دين گريزي معلول يك علت نيست بلكه علل گوناگوني دارد .
گاهي دين گريزي معلول جهل به دين است ، اگر انسان دين حقيقي را كه اسلام الهي است از طريق قرآن و اهل بيت بشناسد و خود هم خواهان خوشبختي دنيا و آخرت خود باشد از دين گريزي دست بر مي دارد . گاهي دين گريزي معلول عمل كرد خشن خانواده هاي دين دار در دين داري است ، خانواده هاي كه بد دين و ديندار بدي هستند سبب دين گريزي نسل خود مي باشند .
گاهي سبب دين گريزي عملكرد زشت متوليان دين و متوليان حكومتي است كه نام اسلام را يدك مي كشند . افراد ضعيف الاراده و نا آگاه وقتي عملكرد زشت متوليان دين و متوليان حكومت ديني را مي بينند دين گريز مي شوند . گاهي دين گريزي سببش دين هاي تحريف شده آسماني مانند آئين مسيحيت و يهوديت و عمل كرد اربابان كليسا و كنياست ، پوكي دين ساختگي نصرانيت و يهوديت و حاكميت خشن ارابابان كليسا و كنيسا سبب دين گريزي ميليارد ها نفر در غرب بوده است.
و چه نيكوست اگر دين گريزان و به ويژه جوانان دين گريز به جاي اين كه معيار عدم پذيرش دين را خانواده خشن گرا ، يا متوليان منحرف دين ، يا متوليان منحرف حكومت ديني قرار دهند ، كتاب خدا قرآن مجيد و فرهنگ اهل بيت و روش دينداران واقعي و معتدل و مستقيم را معيار و ميزان براي پذيرفتن دين قرار دهند و از دين گريزي كه سبب خرابي دنيا و آخرت است بگريزند.
